زمان: صبح اول وقت
مکان: سرویس دانشگاه
..... راننده رادیو را روشن می کند.
مجری اول: ...... اعلام کرده زمستان امسال قطعی گاز نخواهیم داشت!
مجری دوم: مثل شب یلداست که قبلش اعلام کرده بودن چیزی گرون نمیشه؟!!!
مجری اول: ..........
مجری دوم: خوبه که قبلش اینارو میگنا! شاید از نظر روحی به مردم کمک می کنه!!( احتمالاً میخواست بگه مردم میتونن دلشونُ خوش کنن!) .....حتی اگه بعدش گرون شه یا گاز قطع بشه!!!
.................
پ.ن.: رادیو هم چیز جالبیست!
آره خداییش به مراتب بهتر از تلویزیونه!
مثل اینکه یه ریزه نزدیکای آزادیه اونجا;)
سلام.
وبلاگ قشنگی داری. مخصوصا قالبش خیلی زیبا و آرام بخشه.
مطالبت رو هم تموما خوندم، جالب بودن.
مرسی که بهم سر زدی...
باز هم از این کارها بکن،
منتظر نظرات سازنده تون هستم...
شاد باشی و رقصان
سلام....ممنون.....حتماً:)
از رادیو، از تلویزیون، از روزنامه، خلاصه از تمام رسانه های داخلی کشورم متنفر شدم ... همه ش دروغ! دروغ! دروغ ... اما هنوز جسته و گریخته به همین مردم ساده و بی ادعا میشه اعتماد کرد ... البته بازم به سختی ... میشه یه چیزایی رو ازشون راست و درست شنید ...
تو این دوره زمونه آدم نمیتونه به چشمای خودشم اعتماد کنه چه برسه به چشمای دیگرون!
منم مدتهاست رادیو و تلویزیون نه گوش میکنم نه می بینم !!!!
من از بدو تولد از خبر و گزارش و مستند و امثال اینا منتفر بوده و هستم! اما بالاخره گوشه دیگه....کارش شنیدنه...این چیزا که حالیش نیست;)
با هیچ کدوم از منابع اطلاع رسانی جز اینترنت در ارتباط نیستم
من کلا هر قسمتی که خبر رسانی کنه رو تحریم کردم!حتی توی اینترنت!اما بازم گاهی از این توفیقات(!) اجباری نصیبم میشه:|
رادیو اگه رادیو باشه، چیز خوبیه!!!
پس اونایی که دستگاه های چندکاره رو اختراع میکنن ول معطلن;)
وای هی واست نظر میزارم ثبت نمیشه...
بیخیال فقط خواستم بگم وبت خیلیییییییییییییییییییی نازه...
تا بعد بای بای
چرا؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!اگه بازم اینجوری شد دعواش میکنم;)
چشمات ناز میبینه:)