وقتی داشت ازم میپرسید دلم میخواست تو چشماش زل بزنم و بگم که میدونم!
میدونم چرا اینارو میپرسه .......... میدونم که بازم میخواد کپی کنه........ باز از رو دست من!
میدونم که پنهونی............
بگم دلم نمیخواد الگو باشم ........ حق نداره عیناً کارهای من رو انجام بده و اینجوری لذتشون رو ازم بگیره ....... حق نداره با کلک تو ذوق کردنای کوچیکم شریک شه.
اما نمیگم ....... نمیتونم که بگم ....... من کسی نیستم که بخوام به روش بیارم ....... فقط و فقط بی تفاوت می مونم.
پ.ن.: عجیبه!........ چه طور هنوز متوجه بی تفاوتی غیر طبیعی من نشده؟
من می خوام تو فضای سانسور کار کنم و این سانسور مسخره رو به هیچ بگیرم.
من کار ی نکردم که وبلاگم فیلتر بشه!نه اسمش مورد داره نه مطالبی که نشر دادم!
چی بگم والا!....کلا این کارشون که خیلی مسخره ست....ولی همچنان سیستم من با فیل شکنان میونه ای نداره آخه:(
زندگی کشک است بیا آنرا بسابیم!!
فعلا که مشغولیم ..... تا کی نفسمون جواب بده!