چند ماه پیش٬ دو نفر از همکلاسی ها که چون همگروهی نیستیم دیگه کمتر پیش میاد با هم برخورد داشته باشیم رو اتفاقی دیدم.
درباره حال و احوال و بازی روزگار و بخش ها حرف زدیم.
اونها بخش اطفال رو می گذروندن.
تعریف می کردن که همه همکلاسی ها طی مدت زمان این بخش٬ حداقل یک بار با انواع و اقسام بیماری ها از آنفلوآنزا گرفته تا گاستروانتریت ( اسهال و استفراغ میده! ) کله پا شدن.
وقت خداحافظی کلی توصیه های ایمنی ردیف کردن برای وقتی که بخش اطفال رو شروع کردم:
... تا جایی که میتونی ماسک بزنیا!
... وقتی میرسی خونه قبل از هر کاری دستات رو حسابی بشوریا!
... قبلش حتما واکسن آنفلوآنزا بزنیا!
و ...
چند قدمی که از هم دور شدیم صدام زدن و گفتن:وااای! الان با ما دست دادی! یادت نره دستات رو بشوری!
...
فردا بخش اطفال شروع میشه!
بخشی که طبق شواهد بالا خیلی خیلی خطرناکه !
خدا کنه مریض نشم ... مخصوصا من که وقتی مریض بشم دیگه خوب شدنم با خداست!
جدای از این هنوز باورم نمیشه به این زودی دو هفته و اندی ما تموم شده.... احتمالا تا فردا خوابم نمیبره...
پ.ن.: غم انگیزناکم!
انشاله هیچی تان نمیشه
اما من بیشتر از صدای ونگ ونگ شان برای تان نگرانم
خدایی اش صدای بچه کله ادم را می ترکاند
آمین!
...سالم بمونم باز سروصدارو میشه یه کاریش کرد
از طرف من به همه شونبوزگونبولی های بخش اطفال سلام برسون...
من بچه ها را خیییییلیییی دوست دارم.
اگه تونستی ازشون عکس بگیر و توی وبلاگت هم بزار
لطفاً.....
سلامت باشین....اونا هم سلام دارن خدمتتون
دلم میخواد ولی میترسم ماماناشون خوششون نیاد
من فکر میکنم بیشتر باید نگران ماماناشون باشی چون ما مامانا وقتی میبینیم سوزنو میکنند تو تن بچه طفل معصوم مثل سگ میشیم
چون این کارارو ما انجام نمیدیم نگران این قسمتش نیستم
فردا تولدمه ها
گیسای خوشگلتو وردار بیا!
یادم بود