این روزها که جست و جوی خونه به خونه برای درآوردن آمار ملت به راهه٬ یاد ۵ سال پیش و آمارگیری ۸۵ افتادم.
...
اون سال٬ بعد از چند بار تلاش ناموفق و آمدن و رفتن٬ بالاخره عزیزان آمارگیر تونستن زمانی رو پیدا کنن که کسی در رو براشون باز کنه!
زمان مراجعه مامور آمار٬ مامان خانم عزیز اینجا تشریف داشتن .... آقای مامور آمار٬ چپ و راست میون خونواده خودش و ما مشترکاتی پیدا می کرد و ذوق زده می شد. در نهایت هم گفت: نمیدونه باید مامان و بابا رو جزء ساکنان اون خونه حساب کنه یا اینکه اونا باید تو شهر خودمون شمرده بشن .... به خاطر همینم با چرب زبونی شماره مارو از مامان جان گرفت تا اگر باز نیاز شد که بیاد٬ خبر بده تا برای بار هزارم با در بسته مواجه نشه.
تلفن اونجا هنوز وصل نشده بود .... مامان ساده ما ( که در مواقع دیگه نه تنها ساده نیستن بلکه کلی هم پیچیده ان!!!) هم شماره مستقیم بنده رو صاف گذاشت کف دست آقای مامور.
چند روز بعد٬ یک شماره ناشناس زنگ گوشی بنده رو به صدا درآورد (.... هنوزم که هنوزه کم پیش میاد به شماره هایی که نمیشناسم جواب بدم ولی اون روز چون منتظر تلفن دوستی بودم که شماره خونه شون رو نداشتم به گمان اینکه دوستم زنگ زده جواب دادم. )
آقایی از اون ور خط گفت: خانم گیس گلابتون...؟
بفرمایید رو که گفتم در کسری از ثانیه تمام اطلاعات مارو ریخت رو دایره!! .... تا خواست صمیمی بشه و حرف خودش رو بزنه قطع کردم و تمام.
از اون روز به بعد در ساعت های اداری٬ چندین و چند missed call از شماره های شبیه هم داشتم!
از اونجا که هنوز خیلی از دوستام هم اون شماره رو نداشتن حدس زدم که کار کار آقای آماره!
احتمالا بنده خدا ضرب المثل « مادرو ببین، دخترو بگیر!» رو شنیده بود، غافل از اینکه من بد شانس بداقبال،سر سوزنی هم به مامان خوشگلم نرفتم و تنها ژنی که از مادرم در من ظاهر شده یه Rh ناقابله!!!
احتمالا آقای آمار اون زمان تلفن همراه نداشت و به همین خاطر هم در ساعات اداری از تلفن های محل کارش برای امور خیر استفاده می کرد!
من از همین جا پشتکار ایشون رو تحسین می کنم، چون این تماس های ناموفق رو ادامه داد و حدودا یک سال طول کشید تا ناامید بشه!
پ.ن.: طبق شنیده ها، سرشماری اون سال بسیار بابرکت بوده .... چند موردی که دختر خونه جواب مامور آمارو داده بود،به عشق در یک نگاه و بعدشم ازدواج انجامید و این کفترهای عاشق رو به خونه بخت فرستاد !
وا ! چه کارا می کنند این آمارگیرا ! میگم خاله امسال خودت آمار میدادی ! دیگه حداقل شماره هم اگه میخواستن , شماره مامان رو میدادی , نه واسه خودت رو !( چه لوس !)
امسال یه خانمی اومد.... دقیقا هم وقت نهار!
اصلا از اسمشون مشخصه دیگه، آمارگیرن. آمار طرفو درمیارن.
البته الان با فیس بوک و پلاس نیازی به این کارا نیست. همه خودشون آمار میدن.
آره...اون وقتا هنوز علم اینقدر پیشرفت نکرده بود!
بیزارم از عشق های خیابانی
بیزارم از چشم های زیبا
بیزارم از اندام بی مثالش
بیزارم از لبخندهای بی دلیل
بیزارم از دلم که به هیچ یک از این بیزاری ها توجه نکرد....
چه دل نافرمانی!
میگم نکنه امار دختر شوهر نکرده رفته بالا دولت هم در یک حرکت انقلابی خواسته امار و بیاره بایین لوووول
پس این بار آمار پسر مجرد رفته بالا!...چون مامور امسال خانم بود
این مال اون روزا بود
این روزا از این خیرات خبری نیست
شایدم خبرایی هست و ما بی خبریم!
سلام
اتفاقا حرف همین بود بین منو دوستام
دوستم می گفت کسی تو ساختمون نبود، درو باز کردم یارو اومد توی راه پله ها نشست واسه خودش آمار کل ساختونو گرفت+ آمار شخص دوستم
سلام عزیزم
پس اونم مثل ما تو کار سنتز بوده (البته منهای قسمت آمار دوستت!)
گیس کلابتون نازم بدو بیا!
آخیییییییی...برگشتی
من شانس نداشتم آمارگیر ما دختر باشه
شاید کفر عروسی پرواز کنه!

برا ما یه پسره بود...
آخر بابام رفت جوابشو داد
تجربه میگه شانس یه پدیده ژنتیکیه...دیگه کاریش نمیشه کرد
...منم شانس ندارم میفهمم چی میگین!